محمد الريشهري
17
حكمت نامهء پيامبر اعظم ص (فارسى)
كه دست به سوى آسمان بردارد و " خدايا ! خدايا ! " بگويد ، در حالى كه خوراك و آشاميدنى و پوشاكش حرام است و با صبحانه حرام ، تغذيه مىشود . كِى دعاى چنين كسى مستجاب مىشود ؟ " . 11109 . پيامبر خدا صلى اللّه عليه و آله : سوگند به آن كه جان محمّد در دست اوست ، هر آينه ، بنده لقمه حرام به شكم خود مىفرستد و تا چهل روز ، هيچ عملى از او پذيرفته نمىشود . هر بندهاى كه گوشتش از حرام و رِبا برويد ، آتش به او سزاوارتر است . 11110 . امام باقر به نقل از پدرانش عليهم السلام : اهل صُفّه ميهمان پيامبر خدا بودند . آنان ، خانواده و اموال خود را ترك گفته ، به مدينه هجرت كرده بودند . پيامبر خدا ، اين افراد را كه شمارشان به چهارصد مرد مىرسيد در صُفّه « 1 » مسجد ، اسكان داد و هر صبح و شام ، به آنان سر مىزد و سلام و احوالپرسى مىكرد . روزى ، نزد ايشان رفت . ديد يكى كفش خود را مىدوزد ، ديگرى جامهاش را وصله مىزند ، و سومى مشغول شپشزدايى از خود است . پيامبر خدا ، روزى ده سير خرما به آنها مىداد . مردى از ميانشان برخاست و گفت : اى پيامبر خدا ! از بس كه خرما به ما دادى ، معدههايمان سوخت ! پيامبر خدا فرمود : " اگر مىتوانستم دنيا را خوراك شما كنم ، البتّه اين كار را مىكردم ؛ امّا كسانى از شما كه بعد از من زنده بمانند ، در چاشت و شامشان ، با قَدَحْ غذا خواهند خورد ، صبحْ يك پيراهن خواهند پوشيد و شبْ يكى ، و خانههايتان را مانند كعبه ، تزيين خواهيد كرد " . مردى برخاست و گفت : اى پيامبر خدا ! ما سخت مشتاق چنان زمانى هستيم .
--> ( 1 ) . جايى بلند و سايهدار در مسجد النبى صلى اللّه عليه و آله كه بينوايان در آن جا پناه گرفته بودند .